نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آب ما می رود بجو دریاب

عین ما را بجو نکو دریاب

جام بِستان و باده را می نوش

خم می می نگر سبو دریاب

وا مکن دیده را ز اهل نظر

او به او بین و او به او دریاب

سخن پشت و رو بسی گفتند

این سخن نیز پشت و رو دریاب

در سر زلف او پریشان شو

جمع می باش مو به مو دریاب

یک زمانی به چشم ما بنگر

آب این چشمه سو به سو دریاب

جام گیتی نما به دست آور

نعمت الله را نکو دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی حقیقت و درک عمیق از وجود و الهیات است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که در جستجوی شناخت عمیق‌تر از خود و جهان باشد. او از نشانه‌ها و نمادهای مختلف، مانند جام باده و زلف، استفاده می‌کند تا به زیبایی‌ها و لذت‌هایی که در زندگی وجود دارد، اشاره کند. همچنین، به اهمیت نگاه کردن به دنیای پیرامون و درک عمیق از آن نیز تأکید می‌کند. در نهایت، دعوت به شناخت و بهره‌وری از نعمات الهی در زندگی وجود دارد.