نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تن به جان زنده است و جان از عشق

در بدن روح ما روان از عشق

عشق داند که ذوق عاشق چیست

باز جو ذوق عاشقان از عشق

هر چه در کاینات موجود است

جود عشق است و باشد آن از عشق

عاشقان عشق را به جان جویند

عاقلانند غافلان از عشق

نعمت الله که میر مستان است

می دهد بنده را نشان از عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ارتباط عمیق بین عشق و زندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که تن تنها با جان و عشق زنده است و عشق، جوهره‌ی وجود است. عشق به عاشق طعم و ذوق می‌بخشد و هر آنچه در دنیا وجود دارد، نتیجه‌ی عشق است. عاشقان به دنبال عشق‌اند، اما عاقلان از این حقیقت غافلند. در نهایت، نعمت عشق به مستان داده می‌شود و به بندگان نشانه‌هایی از عشق نشان می‌دهد.