نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در محیطی فکنده ام زورق

که دو عالم در اوست مستغرق

نتوان زورق از محیط شناخت

یا وجود محیط از زورق

نور خوشید در سپهر یکی است

شد مرتب میان صبح و شفق

هو هو لا اله الا هو

نیک دریاب سر این مغلق

خود پرستی و ما و من گوئی

راه گم کرده ای ایا احمق

دیدهٔ ما ندید غیری را

تا گشودیم دیده را بر حق

نعمت الله جام می بخشد

تا بنوشید راوق مطلق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف یک محیط عمیق و معنوی می‌پردازد که در آن دو جهان وجود دارد. او به این نکته اشاره می‌کند که درک محیط و کشتی (زورق) از یکدیگر ممکن نیست و این دو در هم غرق شده‌اند. همچنین، شاعر به یگانگی نور خورشید در آسمان اشاره می‌کند و آن را نماد روشنایی و آگاهی می‌داند. در انتها، با دعوت به نوشیدن از جام نعمت الهی، به درک عمیق و اتحاد با حقیقت اشاره می‌کند و به خودپرستی و اعتماد به نفس کاذب انتقاد می‌کند.