نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۸۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای گشته خجل از گل روی تو شقایق

حیران شده در نرگس مست تو خلایق

بسیار بگشتیم به هر باغ و ندیدیم

سروی چو قدت رسته در اطراف حدائق

اکنون که چمن رونق گلزار جنان شد

رو بادهٔ گلگون طلب و یار موافق

از دامن خود دست مدار ای دل شیدا

باشد که میسر شودت کشف حقایق

رندی که نهد پا به ره کعبهٔ مقصود

واجب بود اول قدمش ترک علایق

اسرار مرا زاهد مخمور چه داند

دُردی کش میخانه کند حل دقایق

سید سر خود گیر که در عالم وحدت

مجنون همه لیلی شد و عذرا همه وامق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و رازهای عشق اشاره می‌کند. او از شقایق و نرگس به عنوان نمادهای زیبایی یاد می‌کند و بیان می‌کند که در جستجوی گل‌ها و باغ‌ها نتوانسته‌اند کسی را مانند محبوبش بیابند. شاعر تاکید دارد که اکنون که گلزار پررونق است، باید از زندگی لذت برد و به دنبال عشق بود. همچنین، او به این نکته اشاره می‌کند که برای درک عمیق حقیقت و اسرار وجود، باید از وابستگی‌های دنیوی فاصله گرفت. در نهایت، شاعر به وحدت و عشق اشاره می‌کند و به تلاطم‌های عاشقانه انسان‌ها می‌پردازد.