غزل شمارهٔ ۹۸۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمک
ریزد ز لعل شکرین نیمی شکر نیمی نمک
با آن دهان تنگ او انگشتری نسبت مکن
خاتم کجا دارد نگین نیمی شکر نیمی نمک
دارد تمنای لبت جان من و دل نیز هم
زان شد به چشم آن و این نیمی شکر نیمی نمک
مهمانم آن کان نمک چون دید عذرم خواست گفت
صدخوان کشم پیشت ازین نیمی شکر نیمی نمک
سید اگر گوید سخن در مصر و هندوستان کنند
بر طبع او صد آفرین نیمی شکر نیمی نمک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و دلربایی یک معشوق میپردازد. شاعر میگوید که کلام آن معشوق ترکیبی از شیرینی و تلخی است و مانند لعل شکرین مزهای دوگانه دارد. او به طرز زیبا و استادانهای عشق و تمنای خود را ابراز میکند و اشاره میکند که ممکن است عشق به او از یک سو شکرین و از سوی دیگر نمکی باشد. همچنین او به این نکته اشاره میکند که اگر معشوقش در هر کجای جهان سخن بگوید، باز هم شیرینی کلامش کمنظیر خواهد بود. به طور کلی، شعر نمایانگر احساس عمیق عشق و زیبایی است.