غزل شمارهٔ ۹۹۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
شاها کرمی کن و مکن جنگ
زنهار مکن به جنگ آهنگ
گر جنگ کنی ملازمانت
اشکسته شوند و سخت دلتنگ
بشنو سخنی ز نعمتاللّه
صلحی کن و باز گرد از جنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شاه کرمی توصیه میکند که جنگ نکند و از آن دوری کند. او هشدار میدهد که اگر جنگ آغاز شود، همراهان و ملازمانش آسیب خواهند دید و بسیار ناراحت خواهند شد. در نهایت، شاعر از او میخواهد که به پیام نعمت خدا توجه کند و به صلح برگردد.