غزل شمارهٔ ۹۹۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آفتابی می پرستم لایزال
مهر من هرگز نمی گیرد زوال
دیده در آئینهٔ گیتی نما
دیده تمثال جمال بی مثال
گرچه ذره می نماید آفتاب
ماه نور او نماید بر کمال
یک نفس با ما درین دریا درآ
نو شکن گر تشنه ای آب زلال
می نماید حسن او هر آینه
او جمیل و دوست می دارد جمال
چشم مستش چشم بندی می کند
می برد از چشم ما خواب و خیال
رند سرمستیم و با سید حریف
عاشق و معشوق دائم در وصال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به پرستش آفتاب و زیباییهای آن اشاره دارد. شاعر بیان میکند که مهر آفتاب هرگز زوال نمیپذیرد و تمثال جمال حق را در آینه گیتی میبیند. او به تشبیه ذره و آفتاب میپردازد و میگوید که حتی ذرهای از نور آفتاب نشاندهنده کمال است. همچنین، از لذت عشق و وصال عاشق و معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که چشمهای مست و زیبا خواب و خیال را از ما میرباید. در نهایت، شاعر خود را رند و سرمست میداند که با یار در حال عشقبازی است.