نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۱۰۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر لب دریا چه می گردی نشین

همچو ما با ما در این دریا نشین

مجلس عشق است و ما مست خراب

سر قدم ساز و بیا از پا نشین

در خرابات مغان افتاده‌ایم

عشق اگر داری بیا با ما نشین

گرد هر در می روی دیگر مرو

بر در یکتای بی‌همتا نشین

خیز و بنشین زیردست عارفان

آنگهی بر منصب بالا نشین

دیدهٔ روشن اگر خواهی چو نور

در نظر با مردم بینا نشین

خیمه از خانه به صحرا می‌زنیم

وقت نوروز است و ما صحرانشین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی است به نشستن در کنار دریا و پیوستن به جمع عاشقان. شاعر از مردم می‌خواهد که از جستجوی دیگر درها دست بردارند و به یکتایی وصل شوند. او تاکید می‌کند که عشق واقعی در جمع مغان و عارفان است و تنها در اینجا می‌توان به مرتبه بالا رسید. شاعر همچنین به روشنایی و بصیرت اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که در حال حاضر، این زمان نوروز است و وقت آن است که به صحرا حرکت کنند.