قطعهٔ شمارهٔ ۱۲۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نعمت اللهم وز آل رسول
محرم عارفان ربّانی
قرة العین میر عبدالله
مرشد وقت و پیر و نورانی
پدر او محمد آن سید
که نبودش به هیچ رو ثانی
باز سلطان اولیای جهان
میر عبدالله است تا دانی
پیر کامل کمال دین یحیی
سید مسند مسلمانی
پدرش هاشم است و جد موسی
مادرش شاهزاده سامانی
دیگر آن جعفر خجسته لقا
روح محض لطیف روحانی
سید صالحان که صالح بود
جمع می بود از پریشانی
میر حاتم که نزد همت او
مختصر بود عالم فانی
باز سید علی عالی قدر
کان احسان و بحر عرفانی
ابراهیم آن که روح می بخشد
نفسش درگه سخن رانی
پادشاه ممالک دانش
بود سید علی کاشانی
میر محمد که بندگان درش
در جهان یافتند سلطانی
شاه سادات سید اسمعیل
آفتاب سپهر سبحانی
ابی عبدالله آنکه روح امین
گفت او را که جمله را جانی
باز امام محمد باقر
مخرب کفر و دین را بانی
پدر او علی وابن الحسین
آنکه زین العباد می خوانی
باز امام به حق حسین شهید
نور چشم علی عمرانی
آن وصی رسول بار خدای
والی ملکت سلیمانی
آنکه باشد در مدینهٔ علم
کوری خارجی و مروانی
نوزدهم جد من رسول خداست
آشکار است نیست پنهانی
هست فرزند من خلیل الله
باد یارب به بنده ارزانی
اختلاف صور فراوان است
لیک معنی یکی است تا دانی
لشکر پادشه بسی باشد
شاه جائی یکیست تا دانی
هر کسی را شکی بود به خدا
سیدم بی شکیست تا دانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش شخصیتهای بزرگ مذهبی از نسل پیامبر اسلام، محمد (ص) پرداخته و به ویژگیهای معنوی و علمی آنان اشاره میکند. شاعر با ذکر نام و صفات برجسته افرادی چون میر عبدالله، علی کاشانی و حسین (ع) به مقام والای ایشان و ارادت خود به اهل بیت تأکید میکند. او بیان میکند که همه این بزرگواران در حقیقت نمودهای واحدی از معنویت و علم هستند و تفاوتهای ظاهری آنها فقط در شکل و صورت است. در انتها، شاعر با ذکر این نکته که نسل خود را به پیامبر (ص) میرساند، بر اعتبار و اهمیت این ارتباط تأکید کرده و به یقین و ایمان خود به خدا اشاره میکند.