نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۱۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

کفر سر زلف بت به دست آر

کایمان محققانه این است

گفتم که ز باده توبه کردم

مشنو که مرا نشانه این است

مائیم مدام در خرابات

فردوس منست خانه این است

زد ناوک عشق بر دل من

گفتا که مرا بهانه این است

هر دم نقشی خیال بندم

آری چه کنم زمانه این است

مطرب بنواز ساز عشاق

بزمیست خوش و ترانه اینست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالاتی عاشقانه و عارفانه می‌پردازد. شاعر از زیبایی‌های معشوق و احساساتش می‌گوید و به توبه‌اش اشاره می‌کند اما بیان می‌کند که این توبه نمی‌تواند او را از عشق دور کند. او به خرابات اشاره می‌کند که به نوعی جهان عشق و حقیقت است و آن را به عنوان بهشت خود می‌داند. عشق به او ناوک‌زده است و نواهای عشق و خوشی در زندگی او جاری است. در نهایت، شاعر از مطرب می‌خواهد تا برای عاشقان بنوازد و فضایی شاداب و آهنگین ایجاد کند.