نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۳۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بنه رو بر در میخانهٔ او

توجه خود به آنجا می توان کرد

مرا گوئی به جانان جان توان داد

نکو کاریست جانا می توان کرد

حباب از چشمهٔ آبی چه جوئی

شنا در آب دریا می توان کرد

دو عالم را فدای آن یکی کن

به لطف خویش یکتا می توان کرد

در آ در حلقهٔ رندان سرمست

که مستان را تماشا می توان کرد

نظر از چشم نابینا چه جوئی

نظر از چشم بینا می توان کرد

خراباتست و ما مست و خرابیم

حریفی جو چه با ما می توان کرد

طلسم گنج بر هم می توان زد

چنان اسرار پیدا می توان کرد

چو سید نعمت الله رند مستی

درین میخانه مأوا می توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف فضایی می‌پردازد که در آن می‌توان به میخانه رفت و لذت برد. او می‌گوید که عشق و محبت می‌تواند جان انسان را زنده کند و ارزشمندی خود را نشان دهد. او از حباب‌ها و چشمه‌ها به عنوان نمادهایی از زندگی یاد می‌کند و بیان می‌کند که برای دستیابی به معنا و شادی می‌توان از دنیای مادی گذشت. در این فضا، لذت تماشا از مستی و شادی دیگران نیز ارزشمند است. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در این میخانه، می‌توان به آرامش و جماعتی از رندان مست پیوست.