نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۵۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

جام بی می کی دهد ذوق ای پسر

تا نگردد جام با می متحد

ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای

نوش می فرما و می گو رب زد

گرم باش و آتشی خوش برفروز

تا نگردی هم چو آب منجمد

لیس فی الدارین غیری یا حبیب

لیس مثلی کیف ضدی این و ند

نعمت الله در همه عالم یکیست

لاتجد مثلی و مثلی لاتجد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌های زندگی و اهمیت نوشیدن شراب به عنوان نمادی از خوشی و سرزندگی است. شاعر به پسر می‌گوید که برای رسیدن به شادی و شادابی، لازم است خود را از یخ و سکون رها کند و در آتش عشق و زندگی بسوزد. او همچنین به دوستش تأکید می‌کند که در دنیا چیزی مانند این نعمت وجود ندارد و هر فردی بی‌نظیر است. در نهایت، پیام اصلی شعر به استقبال از زندگی و لذت بردن از لحظات آن اشاره دارد.