نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ شمارهٔ ۹۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در خرابات رند و سرمستم

عاشقانه مدام می یابم

خم می گیر و بر سر من ریز

کیسهٔ زر بریز در پایم

از خدا خوش فراغتی خواهم

تا زمانی از او بیاسایم

غیر او در نظر نمی آید

چون به نور خدای بنمایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این غزل شاعر به حال و هوای خماری و مستی خود اشاره می‌کند و از عشق و شوقش نسبت به خدا صحبت می‌کند. او می‌خواهد در این حالت خوشی و فراغتی از پروردگار بیابد و تنها نور خدا را در نظر دارد. شاعر از می و شراب به عنوان نمادهایی برای عشق و اتصال به الهی یاد می‌کند و آرزو دارد در سایه این عشق زندگی کند.