نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در خرابات مغان رندانه رو

خم می را نوش کن مستانه رو

در خرابات مغان رندی بجو

حال سرمستی ما با او بگو

دردمندی جوی و درمان را طلب

کفر را بگذار و ایمان را طلب

خوش درین دریای بی پایان در آ

تا ببینی آبروی ما به ما

با حباب و آب اگر داری نظر

یک دمی در عین این دریا نگر

این چنین دریای وحدت را بجو

گرد هستی را ز خود نیکو بشو

هرکه را خواهی به نور او نگر

بد مبین ای یار من نیکو نگر

در خرابات ار بیابی رند مست

به که با مخمور باشی همنشست

عشق او شمع است تو پروانه باش

در طریق عاشقی مردانه باش

ساقی ار بخشد تو را پیمانه ای

نوش کن می جو دگر خمخانه ای

گر تو داری همت عالی تمام

هرچه می خواهی بیابی والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زندگی در خرابات و اهمیت رندی و خوشی اشاره دارد. شاعر به جستجوی رندانی می‌پردازد که در خرابات مغان نشسته‌اند و از نوشیدنی‌های خوشمزه لذت می‌برند. او به دنبال دردیابی و درمان است و توصیه می‌کند که به جای ایمان‌ها و اصول خشک، در جستجوی عشق و حقیقت باشیم. همچنین به مضمون وحدت و رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره کرده و عشق را به شمعی و عاشق را به پروانه‌ای تشبیه می‌کند. در نهایت، شاعر به کسی که اراده و همت بالایی دارد، وعده می‌دهد که به هر چیز که بخواهد خواهد رسید.