نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / مثنویات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نقشبندی نقش خوبی بسته بود

خاطرش با نقش خود پیوسته بود

با خیال خویش ذوقی داشتی

هر زمان نقشی ز نو بنگاشتی

موم بودی مایهٔ نقاشیش

نقش ها می بست با اوباشیش

هرکه او نقش خوشی می ساختی

می شکستی باز و می انداختی

نقش اعیانند و موم اینجا وجود

در وجود عام نقاشی نمود

جمله از بسط وجود عام اوست

هرچه ما داریم جود عام است

نقشبندی بین و نقاشی نگر

باده نوشی ذوق اوباشی نگر

خاص و عام اینجا دو نوعند از وجود

در ظهور آن یک دوئی ما را نمود

نقش با نقاش خود پیوسته اند

در ازل این عهد با خود بسته اند

نقش می بندد به صد دستان نگار

هست نقاشی نقش صد هزار

نقش نقاشیست هر صورت که هست

این چنین نقش خوشی دیگر که بست

ما بر آب دیده نقشی بسته ایم

با خیال خویش خوش پیوسته ایم

خوش خیالی نقش می بندد مدام

حسن او بر دیدهٔ ما والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به نقش و نقاشی اشاره دارد و بیان می‌کند که هنرمند (نقشبند) با ذوق و خیال خود به خلق نقوش می‌پردازد. او با استفاده از موم، شکل‌های زیبا و دلنشینی می‌سازد و هر نقشی که می‌آفریند را می‌تواند دوباره و دوباره بازسازی کند. این شعر نشان می‌دهد که تمام زیبایی‌ها و نقوش از وجود خالق (نقاش) ناشی می‌شود و همه چیز به او مرتبط است. نقوش و نقاشی به هم پیوسته‌اند و در این فرآیند، تجلی وجود عام به وضوح دیده می‌شود. در نهایت، شاعر به اهمیت خیال و خوش خیالی اشاره می‌کند که باعث خلق زیبایی‌ها می‌شود و این زیبایی به چشم ما خوش است.