شمارهٔ ۱۰۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
پری گشته آیینه دار هوا
توان دیدن از روی کار هوا
چرا مست و مجنون نباشد کسی
هوای بهار و بهار هوا
برازنده سینه چاک ابر
ز عکس شفق لاله زار هوا
گداز خجالت گلابش کند
شود بوی گل گر دچار هوا
ز عکس گل و سبزه در نوبهار
صنمخانه آیینه زار هوا
می بیغش و ناله نی اسیر
معاش هوا و مدار هوا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و سلامت بهار و تأثیرات مثبت آن بر روح و جسم انسانهاست. شاعر به زیباییهای طبیعی و منظرههای دلنشین اشاره میکند و از هیجان و شگفتیهایی که هوای بهار به همراه دارد، سخن میگوید. او به دلایل عشق و شیدایی در این فصل اشاره میکند و تأکید میکند که چگونه بهار میتواند احساسات عمیق را برانگیزد و زندگی را زیباتر کند. در نهایت، شاعر به جزئیات حیات و ارتباط انسان با طبیعت و تأثیرات آن بر احساسات اشاره دارد.