نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قبله عالم میخانه خم ابروها

گردش نرگس مستانه رم آهوها

سیر گلشن کن اگر تشنه دیدار خودی

آب از چشمه آیینه رود در جوها

عالم آواره شوقند چه خورشید و چه ماه

سوده پای فلک از شوق تو تا زانوها

دعوی این بس که ز کوشش همه رسوا شده ایم

حلقه در گوش کمان تو خم ابروها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شوق به محبوب است. شاعر به زیبایی‌های میخانه و سرمستی اشاره می‌کند و در بیتی به چشمه‌ای که انعکاس خود را نشان می‌دهد، اشاره دارد. همچنین، شاعر احساسات عمیق و آتشین خود را در ارتباط با محبوب بیان می‌کند و به تلاش‌های ناکامش در جلب توجه او اشاره می‌کند. محبوب به مانند دنیای پر زرق و برق است که همه را به شوق می‌آورد و شاعر خود را در دنیای این عشق و زیبایی‌ها می‌یابد.