نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

یا جلوه مده فرشته ها را

یا خام مکن برشته ها را

دهقانی برق اگر نباشد

انبار کنند کشته ها را

کی می گزد آتش قیامت

در کوره دل برشته ها را

یا رب که بلای جان ما ساخت

این شبنم گل سرشته ها را

مطلب چه رواست در دو عالم

امید به دل نهشته ها را

تا خواندن نامه ها تو دانی

از یاد مبر نوشته ها را

طول امل است اینکه دارد

درهم شده کار رشته ها را

در مستی اسیر می نویسم

قاصد مبر این نوشته ها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر نگرانی‌ها و احساسات شاعر درباره موضوعات مختلفی است. او از خداوند می‌خواهند که یا زیبایی فرشته‌ها را نشان ندهد یا اینکه از حالت خامی آنها جلوگیری کند. شاعر به کشاورزی اشاره می‌کند که بدون وجود برق، نمی‌تواند صید و محصول خود را ذخیره کند. همچنین به موضوع قیامت و عذاب اشاره دارد و درباره بلای جان انسان‌ها سخن می‌گوید. او بر این باور است که در دو جهان، باید به دل‌های دردمند امید بیفزاییم و از یاد نبریم نوشته‌هایی که برای ما ارزش دارند. شاعر در نهایت نشان می‌دهد که در حال نوشیدن و مستی در حال نگارش است و از قاصد می‌خواهد که نوشته‌هایش را به هیچ کس نرساند.