نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

فسونی خوانده چشمت شیشه‌ها را

که نرگسدان کند اندیشه‌ها را

خدایا وحشیان را رام ما کن

نخستین این تغافل‌پیشه‌ها را

مه نو در شفق خوش می‌نماید

به طاق ابرویش نه شیشه‌ها را

هر آهی بلبلی یا باغبانی

غمش گلزار کرد اندیشه‌ها را

نظر هرچند دهقان حریصی است

نفس از دل برآرد ریشه‌ها را

اسیر از چشم آهو می‌گریزد

به شیران تنگ دارد بیشه‌ها را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جاذبه چشمان نسیم و همچنین تاثیرگذاری آن بر افکار و احساسات افراد است. شاعر از خداوند درخواست می‌کند که گرایشات وحشی و سرکش انسان‌ها را کنترل کند. همچنین، با اشاره به زیبایی مهتاب و ابروهای معشوق، احساسات و اندیشه‌های مختلف را به تصویر می‌کشد. در این شعر، تمثیل‌هایی از محبت، زیبایی و چالش‌های عشق به کار رفته است. شاعر همچنین به تضاد میان احساسات و خواسته‌های انسان‌ها در برابر طبیعت و سرشت وحشی آنها اشاره می‌کند.