نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در آتش عشق تو خرد خام نخست است

امید زسودای تو ناکام نخست است

مجنون تو را در طلب کعبه مقصود

انجام بیابان فنا گام نخست است

از یک نگه گرم فتادیم در آتش

آیینه بیهوشی ما جام نخست است

زان نیست مرا برگ تعلق که در این باغ

ناکامی آخر ثمر گام نخست است

در عشق تو قطع نظر از خویش نمودن

رمزی است که در پرده پیغام نخست است

جایی که تجلی ز رخت شمع فروزد

شوق ار همه پروانه شود جام نخست است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق اشاره دارد. شاعر از ابتدا به ناکامی‌ها و چالش‌های عشق می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق واقعی نیازمند فداکاری و آتش‌سوزی است. او عاشق را به مجنون شبیه می‌کند که در جستجوی معشوق خود است. همچنین اشاره به عدم تعلق به این دنیا و تمایل به فانایی در عشق می‌کند. در نهایت، شاعر عشق را به جاذبه‌ای شبیه می‌کند که مانند شمع، پروانه‌ها را به سمت خود می‌کشاند و این همه در عمق پایبندی به عشق بیانگر نشانه‌ای از آغاز است.