نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

گر آن دیر آشنا بیگانه مست است

خوشم کاین بیخبر دیوانه مست است

به یاد چشم او جامی کشیدم

در و دیوار این کاشانه مست است

دل دیوانه از چشم تو شد مست

که بد مست از گل پیمانه مست است

نگاه گرم او در خواب دیده

اگر گوید اسیر افسانه مست است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و حالتی مستی اشاره دارد که از نگاه معشوق نشأت می‌گیرد. او از میخانه‌ای صحبت می‌کند که در آن همه چیز به عشق و یاد او مست است. دل شاعر به خاطر چشمان معشوق مجنون شده و حتی در خواب نیز به او فکر می‌کند. به‌طور کلی، مضمون شعر حول عشق، دیوانگی و مستی ناشی از زیبایی و جذبه معشوق می‌گردد.