نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نی همین نقش پی شوق جنون پیما دل است

شبنم خاری که می بینی در این صحرا دل است

جای حاصل آرزوی تشنه خرمن کرده ایم

قطره باران ابر ناامیدی ها دل است

با هجوم آرزو شوق سبکرو چون کند

از سرشکم قطره تا گوهر در این دریا دل است

ترک مطلب با دو عالم آرزو خوش کرده ایم

اختیار کیسه پردازان سودا با دل است

تا چها خرمن کند صحرای دهقان جنون

حاصل خاری که می روید از اشک ما دل است

دارد این ویرانه را سیل فنا معمورتر

هر دو عالم گر نباشد کار عاشق با دل است

گر شود از دورگردی محرم بزم اسیر

دشمن آیینه می گردم که سر تا پا دل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و شور جنون صحبت می‌کند. نی، که نماد عشق و شوق است، به دل اشاره دارد که تحت تأثیر خواسته‌ها و آرزوهاست. شبنم خاری، نماد درد و غم، در دل نهفته است و باران ناامیدی نیز نمایانگر احساس یأس است. شاعر به آرزوها و خواسته‌های درونی می‌پردازد و بیان می‌کند که تمام تجارب و احساسات او از دل نشأت می‌گیرد. ویرانی و فنا در این دنیا به خاطر عشق و دل است و اگر کسی از دور به این عشق نزدیک شود، او نیز متوجه عمق این احساسات خواهد شد. به طور کلی، شاعر تأکید دارد که همه چیز در نهایت به دل و احساسات عاشقانه گره خورده است.