نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می تواند جوش زد تا آسمان آخر دل است

می تواند داشت تیری در کمان آخر دل است

می تواند آسمان را چون پر پروانه سوخت

می تواند زد زمین را بر زمان آخر دل است

بسته بر بازو جگر پرداز تعویذی چو عشق

همچو نامردان نمی ترسد ز جان آخر دل است

رستمی کرد است عمری با سپاه درد و داغ

می زند خود را به قلبی ناگهان آخر دل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به توصیف احساسات و حالت‌های انسانی می‌پردازد که می‌تواند در دل هر فردی وجود داشته باشد. او به قدرت عشق و شجاعت در مواجهه با سختی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان‌ها می‌توانند حتی در شرایط دشوار و در مواجهه با درد و رنج، مقاومت کنند و به دنبال اهداف خود بروند. این اشعار نشان‌دهنده احساسی عمیق و پرشور است که می‌تواند در دل هر انسانی وجود داشته باشد.