شمارهٔ ۲۲۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فغانم از دل دیوانه گرم است
غبار تربت پروانه گرم است
به چشم کم غبارم را چه بینی
دل صحرا به این دیوانه گرم است
چرا لب تشنه ساغر نباشم
هوای گلشن میخانه گرم است
به داغ تازه ماند سایه گل
سرش از گردش پیمانه گرم است
اسیر از توبه هم گردید بیزار
هنوز از مستیش میخانه گرم است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و درونی شاعر است. او از دل دیوانهاش و شوقی که در او برانگیخته میشود، سخن میگوید. او به غبار تربت پروانه اشاره میکند و به نگاه دیگران نسبت به خود معترض است. شاعر از تشنگیاش برای نوشیدن از میخانه و عشق به گلشن یاد میکند و همچنین به دلی که در میان درد و رنجها همچنان به شوق زندگی و مستی ادامه میدهد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر از توبهاش خسته و بیزار است و میگوید که هنوز هم از شور و حال میخانه دور نشده است.