شمارهٔ ۲۳۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به عالم حکم اشک ما روان است
زمین آیینه دار آسمان است
سرایتهاست با این چهره زرد
گل سیراب اشکم زعفران است
چها گل می کند در عشقبازی
بهارش دست پرورد خزان است
چرا رنگین نسازد انجمن را
کدوی باده پیر دلجوان است
گل ناچیده خرمن می توان کرد
به گلزاری که اشکم باغبان است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احوالات و احساسات شاعر میپردازد. شاعر اشک خود را به عنوان احساسی عمیق و روحانی میبیند که به عالم و زمین ارتباط دارد. او به زیبایی گلها و عشق اشاره میکند و تغییرات فصلی را با احساسات انسانی پیوند میزند. همچنین، شاعر در مورد تأثیر باده و عشق بر زندگی و جامعه صحبت میکند و در نهایت، به باغبانی اشک خود اشاره دارد که میتواند به خلق زیباییها و گلها بینجامد. در کل، شعر به تجلی عواطف و زیباییهای زندگی از دیدگاه شاعر میپردازد.