نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

درد دل گفتن همین تنها نه در نا گفتن است

راز دانان را حکایت حرف بیجا گفتن است

دعوی فهمیدگی را حاجت اثبات نیست

معنی پیچیده را لطف بیان ناگفتن است

گفتگوها طرهٔ مطلب پریشان کردن است

حرف نافهمیده را معنی همین وا گفتن است

معنی توحید خاموشی است یا اقرار عجز

حجت و برهان دو کج بحث‌اند از ما گفتن است

پیچ و تاب تابه را در گوش ماهی گفته موج

گر غرض حرف مآل حرص رسوا گفتن است

در لباس دشمنی هم می تپد در خون خویش

هر که را تیغ عداوت عیب ما نا گفتن است

آتش شوقم نشاید شد اسیر از کوی دوست

پر گشودن درس گمنامی به عنقا گفتن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به پیچیدگی‌های بیان احساسات و اندیشه‌ها پرداخته و به اهمیت ناگفتن در مقابل گفتن اشاره می‌کند. او می‌گوید درد دل کردن همیشه فقط با گفتن نیست و در حقیقت، گاهی سکوت و ناگفتن می‌تواند به بیان عمیقی از احساسات و معناها منجر شود. شاعر به نقد افرادی می‌پردازد که تلاش می‌کنند بفهمند و بیان کنند، در حالی که درک واقعی چیزی فراتر از کلمات است. همچنین، او به خطرات سوء تعبیر و عیوبی که در کلام وجود دارد اشاره کرده و به معنای عمیق توحید و عشق الهی اشاره می‌کند. در نهایت، او بیان می‌کند که عشق و شوق نباید به دور از حقیقت باشد و نتیجه می‌گیرد که گاهی بهترین بیان در سکوت است.