نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

آه بی تاثیر من تیر من است

هر که از من می برد پیر من است

سر به سر خواب پریشان دلم

خاطر آشفته تعبیر من است

گرد می خیزد ز دل جای نفس

خوش خرابم وقت تعمیر من است

گشته ام دیوانه زلف کسی

معنی پیچیده زنجیر من است

از ندامت ابر رحمت می چکد

هر گناهی عذر تقصیر من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق و بی‌تأثیری را بیان می‌کند. شاعر به این نکته اشاره دارد که هر فردی که از او فاصله می‌گیرد، مانند یک پیر و غمگین است. او خواب‌های آشفته و دل‌مشغولی‌هایش را توصیف می‌کند و از اینکه در مسیر ترمیم و بازسازی خود به مشکل برخورده، نگران است. همچنین، او به عشق خود اشاره می‌کند که باعث شده دیوانه‌وار به آن دلبسته شود. در نهایت، شاعر به احساس ندامت و عذرخواهی اشاره می‌کند و می‌گوید که هر گناهی، دلیلی برای تقصیر خود اوست.