نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خرابه گرد فلک احتشام آه من است

رسید سلسله صبح و شام آه من است

چه صیدها که به فتراک یار خواهم بست

اثر حریص شکار است و دام آه من است

ز جستجوی سواری غبار خواهم شد

کسی که می رسد اول به کام آه من است

طلسم هاست که ناز و نیاز می بندد

حلال خنده یار و حرام آه من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان احساسات عمیق انسانی و بی‌تابی شاعر اشاره دارند. شاعر به خرابه‌های زندگی و حسرت‌هایش می‌پردازد و از امید به صبح و روشنایی صحبت می‌کند. او به شکار عشق و تصاحب یار می‌اندیشد و به مشکلات و موانع دست‌یابی به عشق اشاره می‌کند. در نهایت، او به ناز و نیاز یار اشاره دارد که هم حلال خوشحالی و هم عامل غم و آه اوست.