نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بسترم تیغ و زخم بالین است

تلخی مرگ خواب شیرین است

می گشاید سواد ما از خط

سرنوشت نگاه ما این است

کشته تیغ امتحان تو را

بر لب زخم حرف تحسین است

مزه عمر تلخی کام است

نشئه مهر در می کین است

بهر بیهوشی اسیر امشب

حرف تلخت شراب شیرین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و تلخی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر با اشاره به زخم‌ها و مشکلات، مرگ را به خواب شیرین تشبیه می‌کند و از آزمایش‌ها و چالش‌های زندگی سخن می‌گوید. او معتقد است که در برابر سختی‌ها، تحسین و زیبایی‌هایی هم وجود دارد. تلخی عمر را به مزه‌ای ناخوشایند تشبیه کرده و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که گاهی باید به تلخی‌ها با نگاهی مثبت‌تر نگریست.