شمارهٔ ۲۶۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سجده غفلت من قبله نما ساخته است
کار ناساخته ام را چو خدا ساخته است
محو تردستی استاد ازل می گردی
گر بدانی که در این پرده چها ساخته است
در هم از پیچ و خم طره امید مباش
ای خوش آن کار که دشوار نما ساخته است
با دل هیچکسی کار نداریم اسیر
دل ما از گل تسلیم و رضا ساخته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان یک نوع رهایی و تسلیم در برابر قدرت خداوند میپردازد. شاعر اشاره میکند که سجده و عبادت او به گونهای است که در حقیقت خود را در پیشگاه خداوند قرار داده و به هیچ چیز جز اراده او فکر نمیکند. او از تردستی و خلاقیت خداوند در خلق جهان و سرنوشت انسانها سخن میگوید و تاکید میکند که کارهای واقعی و ارزشمند معمولاً دشوار هستند. در پایان، شاعر بیان میکند که دل او از گل تسلیم و رضا ساخته شده و در این حالت متوسط به هیچ کسی وابسته نیست.