شمارهٔ ۲۷۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
عید در اول ماه رمضان آمده است
گل آیینه توان چید ز گلزار سخن
راز پنهان که از دل به زبان آمده است
می دهد میوه نهالی که گلی می آرد
ورعی هست که مستی به میان آمده است
چه عجب روزم اگر محشر خورشید شود
شبم از پرتو دل صبح نشان آمده است
عید اگر بلبل هر صبح نگردد چه کند
روزه می گیری و مشرب به فغان آمده است
بسته گلدسته خورشید به صد رنگ دلم
چه بسامان ز تماشای نهان آمده است
کرده انگور به خم الفت و می گشته اسیر
پیر اگر رفته به میخانه جوان آمده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شادی و زیباییهای زندگی در زمان عید و ماه رمضان صحبت میکند. شاعر اشاره میکند که شور و شوق از دل انسانها به جهان آمده و عید به همراه خود احساسات تازه و باروری ذهنی را به ارمغان آورده است. گلها و زیباییها در کلام و سخن حضور دارند و رازهای دل به زبان جاری میشود. او همچنین از میوه دلانگیز و معنوی که از نهالی جوان به بار میآید، یاد میکند و بیان میکند که حتی اگر روزها عید و جشن نباشد، دل انسان همچنان به شعف و شادی نیاز دارد. در نهایت، از فرایند پیر شدن و جوان شدن در میخانه و عشق سخن میگوید، که نشاندهنده گذر زمان و تغییرات مثبت است.