شمارهٔ ۲۸ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مکن در بزم روشن وصف آن شیرین شمایل را
که رشک آتش زند در سینه جان شمع محفل را
بکش از صحبت صورت پرستان دامن الفت
خریداری مجو بهتر زحسن آیینه دل را
شهیدی سرخ روی بزم سربازی تواند شد
که طوق گردن تسلیم سازد تیغ قاتل را
شد از موج سرشکم کشتی آرام طوفانی
نمایی تا به کی ای ناخدا از دور ساحل را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی اشاره دارد که در محفلها باعث ایجاد حس حسادت و عشق میشود. شاعر به مخاطب میگوید که از معاشرت با کسانی که فقط به زیبایی ظاهری اهمیت میدهند، پرهیز کند و به جای آن، به زیباییهای درونی و صفات روحی توجه کند. همچنین برای شهیدان و افرادی که در شرایط سخت قرار دارند، ارزش قائل میشود و نسبت به کاستیهای زندگی و مشکلات غمانگیز رو به اعتراف و امید دارد. در نهایت با اشاره به سکونت در دریا و طوفان، از ناخدای کشتی میخواهد تا مسیر را به درستی پیدا کند.