نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

موجه دریا ز شورم مصرع پیچیده است

در صدف گوهر ز اشکم معنی دزدیده است

از هوای گلشن چاک گریبان کسی

نکهت یوسف گل در پیرهن بالیده است

ناله خاموشی است تکرار فراموشی خوش است

گفتگوی آشنایی گوش کس نشنیده است

گریه ما دشت را مهمان دریا می کند

صفحه بحر ازحباب و موج بزم چیده است

در ریاض آرزو گر خار بلبل سبز شد

آنچه حاصل کرده ام عمری گل ناچیده است

شرمساری ها عصیان خرمن اندوزی کند

عضو عضو ما ز دهشت دانه پاشیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر می‌پردازد. شاعر از دریا و اشک‌هایی که در صدفی جمع شده‌اند صحبت می‌کند، که نشان‌دهنده‌ی غم و اندوه اوست. او به زیبایی گل و تأثیر آن بر روح انسان اشاره می‌کند و از ناله‌های خاموشی که در دوری و فراموشی وجود دارد، یاد می‌کند. همچنین ناملموس بودن گریه و تأثیر آن بر دشت و دریا را به تصویر می‌کشد. شاعر از آرزوها و ناکامی‌هایش سخن می‌گوید و در نهایت به شرم و تردید درونی خود اشاره می‌کند که حاصل زندگی پر از درد و رنج اوست.