شمارهٔ ۲۸۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز بویی بیخودم رویی که دیده است
شکار حیرتم مویی که دیده است
پری در سایه بال فرشته
به غیر از چشم و ابرویی که دیده است
فرنگستانی از هر حلقه زلف
پرستاران بت هویی که دیده است؟
غزال شیر صولت سرو بد مست
پریرویی سمن بویی که دیده است
ز گردش نافه می روید ز ره سرو
چنین خوش جلوه آهویی که دیده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف زیبایی و جذابیت یک معشوق است. شاعر از حالتی حیرتانگیز و افسونکننده که در چهره و ویژگیهای او وجود دارد، صحبت میکند. او به چشم و ابرو، موی بافتنی و زلفهای معشوق اشاره میکند و زیبایی او را با تصاویری از پری و غزال مقایسه میکند. به طور کلی، شاعر به تحسین و شگفتی از زیباییهای این عزیز پرداخته و جاذبههای او را به شیوهای شاعرانه برمیشمارد.