نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نظر به جوهر اصلی نه زشت مکتسبی است

که عیب زاده تصحیف باده عنبی است

فزود کام دل ما ز نا امیدی ما

فروغ گوهر عاشق زلال تشنه لبی است

شکست خاطر ما خانه زاد خاطر ماست

گواه نسبت خارا و شیشه حلبی است

ز جوش آینه باده صاف می گردد

کمال رتبه عاشق ز اوج بی ادبی است

غبار آیینه ما بهار خاطر ماست

گل شکفته گل باغ آرزو طلبی است

هزار زخم نمایان به حسرت ارزانی

علاج زخم نهان خنده های زیر لبی است

مشو زدولت بیدار ناامید اسیر

کلید قفل اثر با دعای نیمشبی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف ویژگی‌های اصلی عشق و رابطه انسانی می‌پردازد. او بیان می‌کند که عیوب و زشتی‌ها ناشی از دگرگونی‌هایی است که در زندگی پیش می‌آید. امیدواری و شوق عاشقانه به او زندگی و شادابی می‌بخشد. شکستن دل و غم‌های روزگار در کنار زیبایی‌ها ظاهر می‌شود و عشق به شفافیت و صفا تشبیه می‌شود. شاعر همچنین به تاثیر دعا و نیایش در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که با امید و اعتقاد به دعا می‌توان بر ناامیدی‌ها غلبه کرد. در نهایت، این شعر به اوج عشق و آرزو برای رسیدن به کمال و خوشبختی پرداخته است.