نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر عارض افروخته مشاطه نازی است

هر جنبش مژگان چمن آرای نیازی است

گلزار نسب نامه یاران عزیز است

هر فاخته محمودی و هر سرو ایازی است

یک یک ورق صفحه ایجاد گشودیم

هر صفحه بیکارتر آیینه رازی است

از آتش و آبم نفریبد گل و شبنم

خضر ره من جلوه نظاره گدازی است

دل برد به صد رنگ و خبردار نگشتیم

دلدار اسیر تو عجب شعبده بازی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و ظرافت عواطف انسانی و زیبایی‌های طبیعت اشاره دارد. شاعر با توصیف عواطف مختلف و زیبایی‌های ظاهری، مانند حرکات مژگان و رنگ‌های دل‌انگیز، به نحوی از وجود عشق و زیبایی در زندگی سخن می‌گوید. او به عمق روح انسان و رازهای پنهان آن اشاره می‌کند و در نهایت به جاذبه‌های عشق و روابط عاطفی میان انسان‌ها می‌پردازد. هر بخش از شعر به نوعی باطنی از زیبایی و دگرگونی‌های عشق را نمایان می‌سازد.