شمارهٔ ۳۰۱ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بازم از مژگان شوخی خارخار عاشقی است
دل درون سینه ام از انتظار عاشقی است
سبزه خط گر دمید از گلشن حسنت چه غم
بیقراران رخت را نوبهار عاشقی است
خوشدلی ارزانی یاران فارغبال باد
من دل خرم نمی خواهم که عار عاشقی است
زان وفا دشمن جفا چندانکه بینی صبرکن
اینچنین می باشد ای دل کار و بار عاشقی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیباییهای عشق و انتظار عاشقانه اشاره میکند. عشق را به عنوان تجربهای پرشور و گاهی دردناک توصیف میکند. او به سرسبزی و زیبایی معشوقهاش اشاره میکند و میگوید دلش همیشه در انتظار عشق است. همچنین، بر لذت خوشدلی دوستان و بینیازیاش از دل شاداب تأکید میکند، زیرا این شادی به عشق وابسته نیست. در پایان، شاعر به صبر در برابر مشکلات عشق دعوت میکند و بیان میکند که این وضعیت جزئی از ماهیت عشق است.