نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۲ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

داری تمام عالم اگر آشنا یکی است

از توست هر چه خواهی اگر مدعا یکی است

آیینه دار تفرقه باشد حضور دل

صد جلوه بیش و ساغر گیتی نما یکی است

در آب و خاک میکده دل دویی مباد

درد ته پیاله و صاف وفا یکی است

داریم قاتلی که ز یاد خرام او

گرد خرابه دل و آب بقا یکی است

در دانه تو دید فلک پاک گوهری

هر چند سعی کامل نشو و نما یکی است

گر چشم پاک هست ز آلودگی چه باک

نور چراغ مسجد و میخانه ها یکی است

پرواز خنده گل شوخ هوای کیست

زلف پری و جلوه بال هما یکی است

گر عیب از هنر نشناسیم دور نیست

صد رنگ جلوه هست که در چشم ما یکی است

گلدسته حواس ز یک رشته بسته اند

داری دل درست اگر مدعا یکی است

آسوده باش اسیر که از فیض یکدلی

تأثیر آب و آتش و خاک و هوا یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم یگانگی در عالم و اتحاد همه چیزها اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که تمامی موجودات و جلوه‌های مختلف در حقیقت به یک حقیقت واحد بازمی‌گردند و همه چیز از یک منبع نشأت می‌گیرد. او به تفرقه درونی انسان‌ها اشاره کرده و می‌گوید که اگر دل‌ها یکدلی داشته باشند، اختلاف‌ها محو می‌شود. همه چیز، از درد و رنج تا شادی و زیبایی، در نهایت به یک حقیقت واحد متصل است و هیچ‌کدام از آنها به تنهایی جدا از یکدیگر نیستند. شاعر در نهایت مردم را به آرامش دعوت می‌کند و می‌گوید که حتی آب و آتش و خاک و هوا هم از یک منبع هستند و تأثیرات یکسانی دارند.