نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۵ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در تماشای تو هر چشمی دلی است

پاکی بینش قمار مشکلی است

هست برما بی بری چون بید بار

شهرت بیحاصلی هم حاصلی است

آرزوی منصب دنیا بلاست

قطره را هر موج امید ساحلی است

با نظر تنگی بود دنیا فراخ

مور را هر نقش پا سرمنزلی است

تشنه را هر سایه ای سرچشمه ای

شوق را هر رهزنی صاحبدلی است

اعتقادت نیست گر ناقص اسیر

خواب هر گمراه سعی کاملی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی احساسات و تجربه‌های انسانی می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که دیدن و درک عشق و زیبایی، برای هر کسی دل‌نشین است، اما پاکی و درک صحیح آن دشوار است. او به ناامیدی و بی‌فایده بودن برخی آرزوها اشاره کرده و می‌گوید که آرزوی مقام دنیوی، خود نوعی بلاست. همچنین، دنیا در عین گسترش، برای برخی افراد کوچک و محدود به نظر می‌رسد و نیازها و آرزوها هرکدام به نوعی سرمنزل و پناهگاهی برای انسان هستند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که اگر اعتقاد کسی ناقص باشد، در واقع او در خواب و غفلت است.