نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۰ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است

هر لاله دلسوخته سرچشمه آهی است

بتخانه به رنگینی صحرای جنون نیست

هر سایه خاری شکن طرف کلاهی است

سامان وطن در گرو برگ سفر کن

مگذار به جا شعله صفت گر همه آهی است

از همرهی گریه چه خونها که نخوردیم

هر نقش قدم در ره این قافله چاهی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و غم و اندوهی که در زندگی وجود دارد می‌پردازد. غنچه‌های نشکفته نمادی از امید و آرزوها هستند، در حالی که لاله‌های دلسوخته نشان‌دهنده‌ی درد و رنج است. شاعر به نقد جامعه و وضعیت وطن اشاره می‌کند و می‌گوید که نمی‌توان به سادگی به شرایط موجود تکیه کرد. او همچنین به احساس ناامیدی و دشواری‌های زندگی اشاره دارد و یادآور می‌شود که بسیاری از انسان‌ها در این مسیر درد و رنج زیادی متحمل شده‌اند. در نهایت، از چالش‌های موجود در راه زندگی و پیگیری آرزوها سخن می‌گوید.