شمارهٔ ۳۱۵ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر جا که نقش توبه شکستن شود درست
بزم بهار و رونق گلشن شود درست
از شش جهت چو قبله نما در کشاکشم
تا مطلب دلم ز تپیدن شود درست
گشتم غبار و بوی گل افشاگر من است
چون خاطرم ز راز نهفتن شود درست
منت خدا نکرده گر از دوستان کشم
کارم ز مهربانی دشمن شود درست
از مومیایی فلکم نیست منتی
چون صبح کار من ز شکستن شود درست
آیینه شکسته من سیر باغ من
گلدسته نیست دل که ز بستن شود درست
ایمن ز پرده پوشی شهرت نمی شوم
کی راز داریم ز نگفتن شود درست
جامی ز شیشه خانه نازکدلان بکش
تا صدق نیت به شکستن شود درست
از یاد گرد آینه ام گرد می شود
کی از شکست خصم دل من شود درست
آهی بکش اسیر که طوفان گریه است
عقد گهر ز رشته کشیدن شود درست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوع توبه و شکستن آن پرداخته و از اهمیت صداقت و بیان احساسات میگوید. او با اشاره به اینکه در هر جایی که توبه شکسته شود، زندگی و شادی به جریان میافتد، به اهمیت ابراز درونیات و دلایل خود اشاره میکند. شاعر میگوید که وجودش مانند غبار و بوی گل است و دوست ندارد رازهایش را پنهان کند. او از روابط انسانی و پیچیدگیهای آن سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که برخی موارد تنها با شکستن محدودیتها و ابراز صادقانه احساسات قابل درک و حل هستند. در نهایت، شاعر به تأثیرات عاطفی و روحی ناشی از شکستها و بیان نگرانیها نیز اشاره میکند.