نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۶ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بوی چمن ز خانه به دوشان شوق کیست

گل دسته بند خار بیابان شوق کیست

خورشید سایه پرور گلزار شرم او

مه در حجاب سایه دامان شوق کیست

بلبل شده است شوخی پروانه در چمن

رنگین شرار گرمی جولان شوق کیست

از دست دامنش مگذارید گلرخان

آیینه خانه زاد گلستان شوق کیست

گل ریخت نقل شبنم و شاخ نبات شد

باد صبا طفیلی مهمان شوق کیست

جوید صبا جواهر و سازد معاش خویش

گلزار خاکروبه ایوان شوق کیست

صید هوا به دام غباری نمی کند

پرواز دل به بال پریشان شوق کیست

حیرت بهار آبله پایان جستجو

طوفان اشک ریگ بیابان شوق کیست

یاران جواب مسئله ما محبت است

عالم تمام زنده به ایمان شوق کیست

همچون غبار می بردم خواب در سفر

آسودگی نسیم بیابان شوق کیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌های طبیعت و احساسات عمیق مرتبط با عشق و شوق می‌پردازد. شاعر از بوی چمن، گل‌ها، خورشید و مه صحبت می‌کند و هر یک از این عناصر را به نوعی به شوق و عاشقی پیوند می‌زند. به طور کلی، شعر به جستجوی زیبایی‌ها و معانی عمیق زندگی می‌پردازد و سوالاتی را درباره ماهیت عشق و شوق مطرح می‌کند. در نهایت، اشاره به این دارد که عشق و محبت می‌توانند زندگی را زنده و پویاتر کنند.