شمارهٔ ۳۳۷ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست
ویرانه ها نمونه ای از آب چشم کیست
هرگز خیالت از نظر ما نمی رود
دانسته ای که سیر رخت باب چشم کیست
شبنم چکد ز گلبن شوخ شرارها
صحرای جستجوی تو سیراب چشم کیست
هر آسمان نشان دهد از تخته پاره ای
عالم شکسته کشتی سیلاب چشم کیست
از ترکتاز شوخ نگاهان نشد غبار
تا سرزمین آینه سیراب چشم کیست
بلبل ترانه لب خاموش بیدلی است
پروانه تا نظاره بیتاب چشم کیست
امیدوار باش چو دانسته ای اسیر
بیداری دل از اثر خواب چشم کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و پر درد عاشقانه پرداخته است. شاعر از طریق تصاویری مانند گلزار، ویرانه، شبنم و آسمان به بیان اشک و غم ناشی از دوری معشوق میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که محبت و یاد معشوق هرگز از ذهن او دور نمیشود و همچنان در جستجوی اوست. احساساتی چون انتظار، امید و کشش عاشقانه در این شعر به وضوح بیان شده و نشاندهندهی زیبایی و عمق عشق و دردی است که ناشی از آن به وجود آمده است.