شمارهٔ ۳۴۳ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را که سر عشرت و پروای طرب نیست
گر درد به درمان نفروشیم عجب نیست
بی خضر توکل نتوان کرد سراغش
نقش پی گمنام تو در راه طلب نیست
در مکتب تسلیم شهیدان وفا را
جز جوهر شمشیر تو سرمشق ادب نیست
هر قطره ای از خون شهیدان گل صبح است
جایی که دمد صبح ز شمشیر تو شب نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و فلسفی شاعری میپردازد که به عشق و تلاش برای رسیدن به حقیقت و اهداف بزرگ زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که اگر از لذتها و خوشیها دوری کنیم، شگفتی نخواهد بود که نتوانیم دردی را درمان کنیم. او معتقد است که برای دستیابی به هدفهای بزرگ باید به آنچه به ما یاد داده شده، عمل کنیم و به وفای شهیدان ارج بگذارد. در پایان، شاعر با اشاره به خون شهیدان، بر این باور است که آنها باعث روشنی و dawn در زندگی میشوند و جایی که حضور دارند، دیگر شبی وجود ندارد.