شمارهٔ ۳۴۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
همتم را ترک عالم کمتر از تسخیر نیست
عشق بی طالع کم از اقبال عالمگیر نیست
حالتی داریم با کفر جنون آمیز خویش
ناله ناقوس ما بی شورش زنجیر نیست
کعبه جو گردیده ام می خواهم از سر طی کنم
راه صحرایی که کمتر از دم شمشیر نیست
در دبستانی که عاشق درس حیرت خوانده است
گفتگویی هست اما معنی و تفسیر نیست
ترکتازی کو دو عالم را براندازد ز جا
صف شکن تر از سپاه آه بی تأثیر نیست
هر گناهی را به امید عطایی می کنیم
بی گمان لطف بی اندازه یک تقصیر نیست
چون اثر تقصیر دارد نیست نقص آه ما
گر نباشد کارگر پیکان گناه تیر نیست
گر دل بینشگری داری تماشا می کنی
هر دو عالم بهتر از یک ناله شبگیر نیست
گر دلت ویران شد از تعمیر معمور است اسیر
عالم آباد کسی بی دهشت تعمیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان حال و هوای عشق و شوق زندگی میپردازد. او میگوید که اراده و همت او در تسخیر عالم کم از عشق نیست و عشقش نیز به مانند سرنوشت عمومی جهان است. وی بیان میکند که در دنیای پر از تناقضات و جنون، صدایش بدون شور و التیام زنجیرها نیست و در جستجوی حقیقتی فراتر از محدودیتها، میخواهد از کعبه خود عبور کند. شاعر همچنین به تحصیل عشق و حیرت اشاره میکند که هرچند گفتگوهایی در آن دبستان وجود دارد، اما عمیقتر از نظر و تفسیر نیست. او از قدرت نفسانی خود میگوید که میتواند دو عالم را به هم بریزد و هر گناهی را به امید رحمت انجام میدهد. در نهایت، شاعر به بخشش و تأثیر گناهان اشاره میکند و مینویسد که اگر دل کسی ویران شود، باید کوشش کند و تلاشی برای بازسازی اوضاع داشته باشد، زیرا عالمی آباد بدون شجاعت و ترس امکانپذیر نیست.