نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۴ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

گردش چشم تماشا می گشت

از می شیشه دلها می گشت

گریه گر از دل ما می آمد

قطره سرمایه دریا می گشت

چقدر عربده ها می کاهید

گر نگاهی ز دلم وا می گشت

گرد این شوخی حیرت می دید

تا ابد محو تماشا می گشت

گر نیازم نشدی ناز طراز

ناز او کی غلط ایما می گشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف احساسات و وضعیت درونی خود می‌پردازد. او از گردش چشم در جستجوی زیبایی‌ها و تماشا می‌گوید و احساساتی مانند گریه و عشق را با معناهای عمیق نشان می‌دهد. شاعر از کاهش غم و وابستگی ناشی از نگاه معشوق سخن می‌گوید و تماشای زیبایی‌ها را همواره شگفت‌انگیز می‌داند. در نهایت، او از ناز و نیاز و ارتباط احساسی بین خود و معشوق یاد می‌کند و به پیچیدگی‌های این احساسات اشاره دارد.