نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷۷ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نامه شوق تو را گر مختصر خواهم نوشت

بیشتر از بیشتر از بیشتر خواهم نوشت

سوختم تا پاره ای از خود خبردارت کنم

شکوه خوی تو بر بال شرر خواهم نوشت

صفحه اشکم به مهر پاره های دل رسید

بعد از این رنگین رقمها در نظر خواهم نوشت

نامه من می بری قاصد زبانت لال باد

آنچه بنوشتم به او بار دگر خواهم نوشت

در چمن تا بلبل از پروانه نشناسد کسی

حرفی از خوی تو بر گلبرگ تر خواهم نوشت

نسبت خط تا نگیرد نسخه از رنگ مداد

وصف ماه رویش از آب گهر خواهم نوشت

نسخه ای از دفتر بینش به دست آورده ام

جمع و خرج هر دو عالم مختصر خواهم نوشت

گر دماغ نسخه برداری رسا گردد اسیر

نسخه بینش به نام چشم تر خواهم نوشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و احساسات عمیق خود می‌پردازد و می‌خواهد نامه‌ای برای معشوق بنویسد. او بیان می‌کند که هر چه بخواهد بگوید، فراتر از یک نامه مختصر خواهد بود، زیرا عشقش بسیار عمیق و گسترده است. او از سوختن دلش سخن می‌گوید تا بخشی از خود را به معشوق برساند و احساساتش را با کلمات زیبا بیان کند. شاعر تاکید می‌کند که هر نوشته‌اش به نوعی بیان‌گر عشق و زیبایی‌های معشوق خواهد بود و به این شکل به ابراز احساستش ادامه خواهد داد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر قاصد نتواند احساساتش را منتقل کند، او دوباره خواهد نوشت تا عشقش را به تصویر بکشد. در نهایت، او با استفاده از تصاویر زیبا، بازتابی از عشق و زیبایی‌های معشوق را در کلماتش منعکس می‌کند.