شمارهٔ ۳۸۹ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ره بر امید بیشترک میتوان گرفت
پُر انتقامها ز فلک میتوان گرفت
گر سختجانی دل ما امتحان کنی
خوش آتشی ز سنگ محک میتوان گرفت
پرسیدمش ز صید لب خود گزید و گفت
صیاد را به دام نمک میتوان گرفت
صیاد شوخ تا ز نمک دام میکشد
خوش صیدی از پری و ملک میتوان گرفت
شوق نفس گداخته گر دل دهد اسیر
گر عمر رفته است به تک میتوان گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی موضوعاتی چون امید، انتقام، عشق و زیبایی میپردازد. شاعر بیان میکند که با امید میتوان به راههای جدیدی دست یافت و از سختیها عبور کرد. او همچنین به رابطه میان صیاد و صید و زیباییهای عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر میگوید که عشق و شوق میتواند حتی در شرایط سخت هم انسان را اسیر خود کند، و زندگی با وجود چالشها همچنان ارزشمند است.