نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹۳ اسیر شهرستانی

اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی که عقل دامن تدبیر می گرفت

دیوانه زلف حلقه زنجیر می گرفت

گر داغ او نبود چه می کرد شب کسی

شمع نفس ز آتش دل دیر می گرفت

آهن به کوهسار ز پیچیده ناله ام

تاب از برای جوهر شمشیر می گرفت

تأثیر ناله چاشنی شهد زندگی است

گر نیستان نبود دل شیر می گرفت

در بزم می اسیر شب از وصف طره ای

صد جا زبان شوخی تقریر می گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت‌های عاشقانه و دیوانگی ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر از تأثیرات عمیق و روح‌افزا و در عین حال رنج‌آور عشق سخن می‌گوید. او به زیبایی زلف معشوق و شمعی که از آتش دل می‌سوزد اشاره می‌کند، و به این نکته می‌پردازد که ناله های عاشقانه، چاشنی لذت زندگی هستند. در نهایت، شاعر به بزم و جشن عشق اشاره می‌کند که در آن هر لحظه می‌تواند مملو از شگفتی باشد.