شمارهٔ ۴ اسیر شهرستانی
اسیر شهرستانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
بحر عشق است و وفا گوهر پاک است اینجا
کشتی چاره گران سینه چاک است اینجا
سیر بازار وفا محشر ارباب دل است
عالم تفرقه یک دامن پاک است اینجا
عالم امن و امان گوشه میخانه بس است
که نه بیم است و نه ترس است و نه باک است اینجا
مگذر از تربت مستان که نظرگاه وفاست
ذره خاک دل حوصله ناک است اینجا
دل دیوانه چرا غیرت مستان نکشد
رگ زنجیر جنون ریشه تاک است اینجا
رفت آنها که دلت صید چمن بود اسیر
بلبلی در قفس سینه چاک است اینجا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عشق و وفا میپردازد و به شرایط خاصی اشاره میکند که در آن ولع و شوق وجود دارد. شاعر بر وجود حالاتی نظیر امنیت و آرامش در میخانه تاکید میکند، جایی که دیگر ترسی وجود ندارد. همچنین به یادبود مستان و فراموشی دلتنگیها و غمهای گذشته اشاره میکند. بعبارتی، اینجا دنیایی از عشق و وفا است که در آن دلها در جستجوی آرامش و رهایی هستند و به نوعی در تلاش برای فرار از مشکلات و تفرقههای زندگی هستند.